محمد مهريار
392
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
شاهد زيبا لكهء زشتى پديدار مىكند همان است كه فاضلاب اصفهان كه حاوى مجموعهء كثافات و فضولات اين شهر پرجمعيت ( قريب 2 ميليون نفر ) به فاصلهء كمى بالاتر از اين ديه به رودخانه مىريزد و عجب آنكه اين فاضلاب تصفيه نشده و حاوى جميع كثافات و فضولات و زوايد است كه همچنين خام و ناجور و ناهموار و كثيف و پليد به رودخانه مىريزد . وقتى دو سه سال پيش من براى بازديد نهايى به آنجا رفتم كثافات و فضولات بر روى آب روان بود . سطح آب را پوشانده بود و بوى تعفن آن مشام آدم را مىآزارد . در قرب اين ديه بند كوچكى هم وجود دارد كه همين آب به رودخانه با همهء اين كثافات از آن فرو مىريزد و آلوده و پليد و شوخگن از شمال اين ديه مىگذرد . دربارهء جامعهشناسى روستايى اين ديه سخن چندان لازم نيست . اين ديه سخت به شهر نزديك است و شهر آن را فرو گرفته و به سوى خود مىكشد و شهرگرايى از سر و روى آن بالا مىرود . اگرچه هنوز نشانههاى حالت روستايى عقبماندهء قرن اخير ايران در آن هويداست : كوچههاى پر گرد و خاك ، خانههاى خشت و گلى و خشت و چوبى همه ناقواره بدون هيچ جلوه و درخشندگى همان است كه اين ديه را تشكيل مىدهد . مدرسهاى و حمامى كه اخيرا به دوش تبديل شده و باز هم اخيرا آب لولهكشى نسبتا سالم براى آن تهيه شده است و جادهء آسفالتهء كنار آن . اين است همهء آنچه از تمدن جديد به آن رسيده است . زنان با چادرنمازهاى چيت و اتومبيلها كه اينسو و آنسو غرش مىكشند و مىگذرند و بر سر و روى اين ديه ، پليدى پخش مىكنند نشان ديگرى از تمدن جديد است . هيچ اثر كهنه در اينجا ديده نمىشود . از گذشته هيچ جز نام خود ندارد و اين همان است كه ما در صدد توضيح آن هستيم . واژهشناسى : تقطيع نامواژه چنين است « دين + ارت » دين در اوستايى به صورت دئن ( Daena ) آمده است و در فارسى « دين » شده است . در اوستايى هم به معنى دين و هم طريقه و روش است و جزء دوم « ارت » به معنى مقدس همسان بسيار دارد و در اسامى ديهها بسيار به كار رفته است ( پىنارت ، پلارت ، گورت و همسانها ديده شود ) و روىهم رفته به معنى جايگاه دين مقدس است و معلوم مىشود در روزگارهاى كهن ، بين اين محل با دينبهى رابطهاى وجود داشته است .